ایلیاایلیا، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 15 روز سن داره

ایلیا عشق مامان الی

تولد امیر حسین

  امیر حسین پسر همکار مامان الی  و در ضمن همسایه ماست دیشب واسه تولد امیر حسین دعوت بودیم خیلی خوش گذشت کلی سامی جون شیطونی کرد اول که تردمیل که نی نی ها روش نشسته بودن وبازی میکردن  رو روشن کرد ؛ بعد هم هر کاری که بچه  های بزرگتر از  خودش می خواستن انجام میدادن  میخواست انجام بده ...... از همه جالب تر اینکه وقتی کیک تولد رو که شکل ماشین بود  آوردن سامیار فکر کرد اسباب بازی هست خواست بلندش کنه  که دستش رو زد روی کیک وبعد هم مالید به لباسش و خودتون  ببینید ......    شیطووووووووووووووووووووووو...
10 مهر 1390

سفرنامه استانبول

  دوست جونا سلام ببخشید که یه مدت نبودم  تابه کامنتاتون جواب بدم آخه جای شما خالی 1 هفته سفر رفتیم  1 هفته هم خونه مامان جون بودیم وکلی خوش گذشت....   سفرنامه استانبول   بعد از  کلی تحقیقات مامان الی از بین کشور چین، هندوستان، بلغارستان وترکیه فقط و فقط بخاطر سامی کوچولو  که کمتر   اذیت بشه بدلیل پرواز کوتاهتر و  ذائقه غذاهای  نزدیک به خودمون و هوای خوب در شهریور ماه  تصمیم گرفتیم بریم  ترکیه  شهر استانبول   17 شهریور با پرواز ترکیش از شیراز ساعت 3 صبح راهی استانب...
4 مهر 1390

ارشیا مرد میشود!!!!

    ارشیا نفس عمه روز 28/6/90 ختنه شد ارشیا جون مباررررررررررررررررررک باشه جیگر این عکسای جشنش هست   ابراز احساسات سامی به مهسا     اینم ماهک خانم جیگر   ...
4 مهر 1390

روز مادر

  سامیار عزیزم خدا رو شکر میکنم که تو فرشته مهربون رو به من وبابا هادی هدیه کرده و خوشحالم که امسال من هم مامان یه کوچولوی مهربونم سامی عزیز دلم وقتی ماما صدام میکنی می خوام بخورمت عزییییییییزم برای روزی که بیای و بگی مامان روزت مبارک لحظه شماری  میکنم روز مادر رو به همه مامانای عزیز مخصوصا"مامان عزیزم و  همه دوستام علی الخصوص : خاله راحیل مامان ماهک که الان دو ماهشه خاله سمیه مامان روشنا که الان ٢ ماهشه خاله رز مامان راستین که الان ٨ ماهشه خاله حوریه مامان شایان که الان ٢ سال و ٢ ماهشه خاله مهناز مامان نیما و نوشین که الان ١٠ م...
12 شهريور 1390

خونه مامان جون

  بعد از 2 ماه مامان الی مرخصی گرفت تا بریم خونه مامان جون واسه 2 هفته بمونیم ولی بابایی چون کار داشت ما رو رسوند و برگشت. روز اول رفتیم دنبال تقاضای پاسپورت سامیار  و از فرداش هر  روز مهمونی و بیرون، خیلی به سامی خوش گذشت .سامی  عزیزم صبح که بیدار می شد توی حیاط آب بازی  می کرد و مامان الی هم تند تند بهش صبحانه می داد ؛   بعد هم بازی و شیطونی تا ظهر که دایی اشکان و هدا میامدن                           سامیار:دایی دایی دایی دایی .....
12 شهريور 1390

عکسهای جدید سامیار2

    سامی عززززززززززززیززززززززززززززم   مامان جون واسه تعطیلات عید فطر چند روز اومد خونمون ،کلی خوش گذشت .شب اول که مامان جون تازه رسیده بود هر چیزی  که پیدا میکردی می آوردی و به مامان جون نشون میدادی در  ضمن چپ و راست میبوسیدیش و میگفتی     مامانی ی ی ی ی  ی ی ی   ...
12 شهريور 1390

جمع کردن اسباب بازی ها

    مامانای عزیز اینجوری به نی نی ها یاد بدین   اسباب بازیاشون رو خودشون جمع کنند!!!!!!!!!   یکی از مهمترین قسمت‌های پیشرفت و رشد یک جوان،  مسئولیت پذیری است که همین مرتب کردن اسباب بازی‌ها در دوران کودکی ، به شکل گیری مسئولیت پذیری در آینده وی  کمک می‌کند. چگونگی آموزش کودک در مورد مرتب کردن  اسباب و لوازم‌اش، زمینه ساز مسئولیت پذیری او در  بزرگسالی، و ساختن شخصیت وی برای مواجهه با کارهای  سخت و مهم است. اگر در دوران کودکی، بعد از بازی فرزندتان،  شما ریخت . پاشهایش را جمع کنید ...
2 شهريور 1390

بدترین زمین خوردن های سامیار

اولین زمین خوردن وحشتناک :سامیار 8 ماهه بود و توی روروک نشسته بود که از ارتفاع 5/1 متری از روی 5  پله حیاط خونه مامان جون  پرتاب شد ،مامان الی که خیلی ترسیده بود و توی  خونه تنها بود به اورژانس زنگ زد و توی  بیمارستان از سامیار سیتی اسکن وعکس گرفتن وخدا رو شکر به خیر گذشت                                       دومین زمین خوردن وحشتناک:چند شب پیش  وقتی بابایی شب کار بود و مامان وسامی تنها  ...
29 مرداد 1390

سامیار و فوتبال دستی

دیروز که مامان وسامی خواستن برن دنبال بابایی که از سر    کار برمیگشت پایین بلوک چشم سامی افتاد به فوتبال دستی   مامان هم که دوربین همراش بود چند تا عکس ازش گرفت   سامیارررررررررررررررررررررررررررررررر   عاشقتم مامانی ...
29 مرداد 1390